دومین نوشته کیانا:
امروز می خواهم درباره ی پیانو وشطرنج وهم این طور درباره ی سه اتفاق صحبت کنم.
اول پیانو: من قرار است در کلاس پیانو آهنگ های روسی را با یک خانم روسی کار کنم او واقعا معلم خوبیست ومن به خاطره همین خوش حالم من دوست دارم با پیانوم یک عمر تمرین کنم تاوقتی که یک پیانیست ماهر شوم راستی من آهنگ گل گلدون هم خودم تونستم یاد بگیرم.
دوم شطرنج : من در کلاس شطرنج ناپلئونی و مات با شاه و رخ وخیلی حرکتهای دیگریاد گرفتم در کلاس شطرنج سینا و هلیا هم راه من هستند .
اولین اتفاق: من در گرجستان یک خمیر ۱۲رنگ گرفتم چند ماه بعد از آن روز من می خواستم از آن استفاده کنم اما آن ها خیلی سفت بودند به خاطر همین من شوفاژرا روشن کردم و آن ها را روی شوفاژ گذاشتم وبعد در هال رفتم و آن ها را فرا موش کردم بعد از ۱دقیقه آن ها را به یاد آوردم رفتم تا ببینم که چطور شدند اما آن ها ذ وب شده بودند و روی پارکت ریخته بودند من سریع شوفاژ را خاموش کردم و بعد آن ها را برداشتم و خوشبختانه فقط زرد ش کم شده بود.
دومین اتفاق: مامان و بابا به من در آخرهای ماه شهریور کارت سایتم را دادند که بسیار زیبا شده بود و من از خوشحالی این کارت را به همه دوستها ، معلمها و آشناهایم دادم .
آخرین اتفاق: تابستان به پایان رسید ومن به کلاس چهارم رفتم من دیشب احساس خوبی داشتم و منتظر دوشنبه بودم کمی هیجان داشتم که چه اتفاقی می افتد صبح زود بیدار شدم و با خوشحالی لباسهایم را پوشیدم صبحانه خوردم مامانم برام اسفند دود کرد و مرا از زیر قرآن رد کرد در مدرسه جدید من ۲تا از دوست های کلاس زبانم هم دیدم یکی از دوستان مهد کودکم وهلیا هم در همین مدرسه هستند. در مدرسه به ما کیک و شیر کاکائو دادند ما در کلاس چهارم ۲ با خانم رضاییان هستیم او معلم خیلی خوبی است .






کیانای من باز هم شروعی دیگردر کنار هم را تجربه می کنیم…
دختر همیشه کوچولوی من روز به روز ، سال به سال بزرگتر می شوی اما باور دارم در این گذشت روزها ، روزگار تنها می تواند قلب مهربان تو را بزرگتر و مهربان تر کند اما در نگاه تو همیشه معصومیت کودکانه و در دستان تو مهربانی بی بهانه و در گفتار تو صداقت بی واهمه همیشه به زیبایی همین روزها باقی خواهد ماند
و باور دارم که روزی به تمام رویاها و آرزوهایت می رسی …
کیانا جون
سایتت خیلی قشنگ بود عالی بود
هم سرویسیت مهسیما
مرسی که به سایتم سر زدی دوست من
وای کیانای عزیزم کلاس ۴ ام مبارک!
امید هم امروز رفت مدرسه خیلی خوشحال بود.
چقدر اتفاقای خوب افتاده تو این مدت. خیلی خوبه که معلم پیانوی روسی داری. حتما کلی درسهای خوب بهت می ده. آفرین که خودت تونستی آهنگ گل گلدون رو بزنی بس که باهوشی. کیانا جون از کارت سایتت برای من و مهدی هم حتما نگه داری ها! چه مامان خوبی داشتی که برای اسپند هم دود کرده
تمام نمی شه که ۱۰۰۰تا کارت دارم .
عمو جون امیدوارم به کمک پدر و مادر گلت همیشه شاد و موفق باشی
من الان هم خیلی خوش حالم
کیانا جون از اینکه در اولین روز کلاس چهارمیت مطلب نوشتی خیلی خوشحالم.
با اینکه من نیستم اما میدونم و متوجه شدم که در کنار مامانی روز خوبی رو شروع کردی و همه چیز اونطور که میخواستی خوب پیش رفته…
امیدوارم در کلاس جدیدت دوستای خوب و جدیدی پیدا کنی که همیشه در کنارت باشن…
بابت اون آهنگی هم که خودت یاد گرفتی بزنی، من آماده شیرینی دادنم…
باشه بابا پس زود تر بیا
دوست دارم
عزیز باباش
جیگررر باباش…
راستش امروز بعد از خیلی روز (کلی روز) که صداتو از پشت تلفن شنیدم، قلبم داشت بابت دلتنگی تو از جا درمیومد!
دلم واسه تو و مامانش خیلی تنگ شده و البته مطمئن باش و قول میدم که باز هم مثل قبل که با دوری خودم و ایجاد دردسرها برای شما، موقعیت جدید و خوبی رو در آینده واسه خوشحالی تون فراهم کنم که جبران این سختی بشه…
امیدوارم زودتر ببینمتت و محکم بغغغغغلت قنممممم
با مامانی هم سلام برسون
)
دوستتون دارم….
(ضمنا الان از اونور ایران دارم برات پیام میفرستم
کیانا جون باز هم مدرسه شروع شد و شما جوجوها راهی مدرسه شدین و ما فقط خاطرات بچگی مون رو مرور می کنیم.
قدر این لحظات و روزهات و پدر و مادر مهربونت رو بدون عزیزم
بزرگی میگه: ما لحظات را در کنار هم گذراندیم تا به خوشبختی برسیم، اما ندانستیم خوشبختی همان لحظاتی بود که در کنار هم گذراندیم…!
مطمئنا یه روزی که بزرگ شدی دلت واسه روزهای بچگیت تنگ میشه…
همیشه واست آرزوی موفقیت می کنم…
باشه حالا بیش تر در کنارشون لذت می برم
کیانا عزیز
خوش بحالت که امروز رفتی مدرسه، من که کلی
دلم برای تخته پاککن و گچ های رنگی کنار تخته،برای اولین زنگ مدرسه،برای سر صف ایستادن ها،برای مبصر شدن، برای از خوب، از بد، دلم برای ضربدر و ستاره ،برای ترس از سوال معلم، کارت صد آفرین،بیست داخل دفتر با خودکار قرمز و جا کتابی زیر میزها، جا نگذاشتن کتاب و دفتر،برای زنگ تفریح، برای عمو زنجیر باف بازی کردن ها، برای لیلی کردن،برای دعا کردن برای نیامدن معلم، برای اردو رفتن،برای تمرین های حل نکرده و اضطراب اون موقع تنگ شده قدر این لحظاتتو بدون
برات آرزوی موفقیت می کنم.
من که این حس تا رو ندارم
کیانا جان خیلی خوشحال شدم که اینقدر امسال تو و هلیا برای شروع سال تحصیلی جدید پر انرژی بودید و چهره های خندانتان دیروز صبح سرشار از امید بود. من هم دعا میکنم هر چه بزرگتر می شوی به ارزوهای قشنگت نزدیکتر شوی.
من که الان به بیش تر آرزوهام رسیدم
سلام بر کیانای عزیزم
دختری با انگشتهای جادوئی که وقتی پشت پیانو میشینه دل ادم و میبره تا آخر احساس
از اینکه رفتی کلاس چهارم و یک سال بزرگتر شدی همه ما خوشحالیم
۱ روز با هم شطرنج بازی میکنیم ببینم میتونی من و هم شکست بدی یا نه ؟؟
این لینک زیرو هم ببین و لذت ببر
https://www.facebook.com/photo.php?v=547280135343806&set=vb.100001854745275&type=2&theater
بباشه میام باهات بازی کنم مثل تخته ببازی و من بهت بخندم
هههههههههههههههههههههههههههههههه هههههههههههههه
ـ دوست داری با جند حرکت ماتت کنم ?
اگر می توانی با یک حرکت
سلام کیانا جون عزیز دلم خوبی فدات شم مامان بابا جونت خوبن گلم؟راستش من خیلی دوست دارم تورو توی لباس مدرسه ببینمت خیلی دوست دارم به امید روزای پر افتخارو شاد مثل همیشه برای همتون بوس.
پس بیا مشهد لباسم را ببین
کیانا کلاس چارمه مثه یه مغز بادومه
من این و امروز چند بار دیدم تو هم ببین و ازش لذت ببر از معلم پبانوت هم بخواه که این قطعه از مورارت و بهت یاد بده
http://www.youtube.com/watch?v=HIEfN8hot-M
باشه به معلمم می گم که بهم یاد بده
مدرسه که خوب بود کیانا ؟ قبلا کدوم مدرسه بودی ؟ ببینم هوم….. درسا چطوره ؟ لطفا جواب بده. وگرنه …….. گریه میکنم . پس جواب میدی . ممنون
کیانا معلم پیانوت اسمش الیناست
من اول از همه اومدم که بهت جواب بدم که گریت نگیره .
راستی آره اسم معلم پیانوم همینه.
سلام خال خالی کوچولوی ناز نازی با نمک خاله خیلیییییییییییییییییییییییی قشنگ آهنگ می زنی من که بسی کیف می کنم و لذت می برم و بهت افتخار می کنم ایشالا مثل خالت دانشگاه سراسری قبول شی
))))))))))))
قبول میشم
خال خالی
راستی رسول جون چه شعر قشنگی سرودی کیانا کلاس چهارمه مثه یه مغز بادومه
خوشمان آمد همسر جان
من که نمی دانم تطور اون آهنگ را گوش بدم
راستییییییییییییییی پسر منم رفته مدرسه هاااااااااااااااااااااااااااااااااااا فک کننننننننننننننننن خاله
آره فهمیدم خاله خال خالی
کیانا جونم باورم نمی شه که انقدر بزرگ شدی و رفتی کلاس چهارم.ایشالله توی درسات پیانو و شطرنج موفق باشی.راستی یادت باشه این تابستونم نیومدی تهران بمونیا!:(
دوستت دارم دوست کوچولوی نازم
من هم دوست دارم
سلامممممممممممم عزیز دلم راستش خواستم بگم ما که تازه مزاحمتون بودیم ببین تو تعطیلی داشتی بیا ببینیمت لباستم بیار ماچچچچچچچچچچچ.
نه ما شما رو اذیت کردیم
کیانای عزیزم سلام این نوشته هم مثل نوشته قبلیت ساده وشیرین و پر از احساس بود لذت می برم از خوندنش و همیشه مشتاقانه منتظر نوشته های قشنگت هستم عزیزم .راستی سال تحصیلی جدید خوبه؟دوست دارم می بوسمت روزای خوبی رو در کنار بابا مامان مهربونت داشته باشی به امید دیدار
آره سال تحصیلی جدید که خوبه
سلام کیانا جون امروز با کارت قشنگت که داده بودی اومدم سایت قشنگت و نوشته های زیباتو دیدم.دلم برات تنگ شده.مدرسه و کلاس جدیدت خوبه؟ می بوسمت عزیزم.
آره عالیه عزیزم
من هم می بوسمت
در یک جمله دوووووووووووووووووسسسسسسسسسسسسسسسسستتتتتتتتتتتتتت دارمممممممممممممممممممممممم.
دختر نازم کیانا جون وقتی اسمت را میبینم نا خوداگاه به یاد لبخند شیرینت می افتم که معمولا در هر شرایطی بر لبانت نقش داشت و با توجه به این انرژی مثبتی که در وجودت خداوند نهاده می توانی به تمام آرزوهای قشنگت برسی. دست نوشته هایت بسیار شیرین و لحن ساده ای داشت. یادت باشد خاطرات سفرها و اتفاقهای زندگیت را که در چند سطر کوتاه می نویسی هر بار که بخوانی دوباره همه آنها در ذهنت تازه می شود. خداوند تو را بسیار دوست داشته که پدر و مادر مهربانی بهت بخشیده تا تو را در بهترین شرایط و امکانات پرورش دهند. عزیزم یادت باشد یک گیاه خودرو با یک گیاه پرورشی چقدر تفاوت دارد. خدا را شکر کن و قدر پدر زحمت کش و مادر مهربانت را بسیار بدانی. روزهای خوبی در کنار پدر و مادرت از خداوند خواستارم. همیشه دوستت دارم.
سلام
یادمه چند روز پیش به دیکته هام نگاه می کردم به جمله هایی که می گفتین توجه می کردم.
با خود پیمان ببندیم که هیچ چیز و هیچ چیز آرامش ذهنتان را به هم نریز.
با خود پیمان ببندیم که بهترین باشید و به دنیا بگوید که بهترین هستید تا زمانی که اعمالت بهترین بودن تورا حفظ می کند.
مرسی که به سایتم سر زدید.
دددددددددددوووووووسسسسستتتتتتون دارم.
سلام کیانا جان مطلب زییا ی تو رو خوندم چقدر زیبا نوشته بودی چقدر خوشحالم که دوست خوب و مهربونی مثل تو دارم .منتظر مطالب زیبای تو هستم
ملیکا