کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

نامه زیبای کیانا

تابستان رو به اتمام است با کوله باری از خاطرات و تجربیات و آموزشها برای تو…

از هفته دیگه تقریبا کلاسهات تموم می شه و می خوام برات یکم برنامه های جذاب تر و پر جنب و جوش تر تفریحی داشته باشم تا شروع سال تحصیلی جدید برات خسته کننده نباشه هرچند از الان نگران بیدار شدنهای صبح زودت هستی ولی قطعا بعد از چند روز باز به ساعت ۶ بیدار شدن عادت می کنی تا حدی که جمعه ها هم همین ساعت بیدارمون می کنی

راستی اول شهریور تولد من بود که فکر می کنم برای اولین بار در همون روز، تولد گرفتم و یکی از بهترین تولدهام بود با کادوی قشنگی که تو به من دادی: یک نامه کوتاه اما پر از عشق…

فکر می کنم این نامه اوج غروری است که هر مادر آرزویش را دارد

۱۲ نظر نظرات

  1. وجیهه says:

    کیانای عزیزم تو فوق العاده خوب می نویسی و خیلی خوب می تونی احساسات رو به بیان و تصویر درآری. خیلی وقت ها با دیدن تو و محبت هات از خدا آرزوی یک دختر خوب و مهربون و با احساس و هنرمند مثل تو رو کردم. خوش به حال تو و مامان و بابات که همدیگرو دارید.

  2. Arian Nezhad says:

    سلام کیانا جان
    تولد گذشتت مبارک باشه
    این روزا اینقدر سرم شلوغه که از دلم و دلروحم جا موندم و این روزمرگی منشاء همه کسالتها و زیانهای آدمیه
    امان از روزمرگی که ….
    از نظر من کلاس و مدرسه یه فرم قراردادیه . چون ما همیشه در حال یادگرفتن هستیم
    شاگرد تنبلا اینقد سر به هوان که وقتی چیزی رو یاد میگیرن چون هواسشون به هزار چیز دیگه هم هست بعد نمیان تو ذهنشون اون چیزی رو که یادگرفتن فایل بندی کنند که هر وقت لازمش داشتن بتونن سریع ازش استفاده کنند و یا حتی بتونن پیداش کنند
    قصه ما آدما هم همینه روزگار خیلی بهمون درس میده ولی خیلی زود فراموشش میکنیم
    چون یادمون رفته قراره به کجا بریم و به کجا برسیم
    فقط داریم میریم و افتخارمون اینه که داریم از بقیه سبقت میگیریم و اصلا حواسمون نیست که راه رو داریم عوضی میریم
    من مطمئنم تو راه رو پیدا خواهی کرد و با آرامش راه را ادامه خواهی داد.
    مامان فرشته مهربانتو و بابای ناز دوس داشتنیتو سلام برسون.

    میبوسمت و به امید دیدار

  3. یه دوست says:

    کیانا جون خوش به حال مامانت که تو رو داره و اینقدر دوستش داری.خدا شمارو برای هم حفظ کنه انشالله

  4. خاله مهسا says:

    الهی من قربونت بشم خاله که اینقدر با احساس هستی … امیدوارم همیشه شاد و سرحال باشی

  5. عمو وجید says:

    خوش به حال مامان و بابات که دختر کوچولوشون اینقدر موفق و با احساس هست … کیانای خوشگل مهربون برات بهترین آرزوها رو دارم

  6. کیانای عزیزم لبخندقشنگ تو و نگاه مهربون دوست و همکلاسی خوبت هلیا جون را هیچ وقت فراموش نمیکنم.خاطرات قشنگت را خواندم .ساده و عالی بود دوست دارم منو در جریان آموخته ها و خاطرات بزرگ و کوچکت سهیم کنی .نقاشی تولد مامانت هم که اوج احساس لطیف و مهربونت بود دیدم .یادت باشد همیشه شاکر خدای بزرگ باشی قدر زحمتهای بابا و مامان مهربونت را بدانی .می بوسمت شادو موفق باشی…

خوشحال میشیم نظرتون رو بدونیم