کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

آرشیو برای فروردین, ۱۳۹۰

بی تو دلم می گیره….

بدون نظر

کیانای من بابا مهدی ظهر رفت و باز بعد از مدتها دوباره تنها شدیم حس عجیب دلتنگی هربار برای من بیشتر می شود، اشکهای بی دلیل، بغضهای بی بهونه، چشمهای خیس و پنهون کردن همه اینها تا دل کوچیک تو نگیره خیلی سخته…. دیروز تولد بابا مهدی بود وازاونجا که جمعه با بچه های شرکت [...]




عید ۱۳۹۰ با لوسی دوست داشتنی

بدون نظر

امسال عید هفته اول بیرجند بودیم و هفته دوم که برگشتیم هرروز مهمونی بودیم خیلی خوش گذشت از ناهار تا عصر هر روز یک جا بودیم و دیروز هم که روز آخر تعطیلات بود همه با هم باغ رفتیم اونم با لوسی ، چند روزی می شه که بابا مهدی برات یک سگ خریده همین [...]