کیانای من امروز ظهر بعد از مدتها وقت کردم که با هم خونه مامان بزرگ بریم و چقدر از دیدن ما و مخصوصا تو خوشحال شد و چقدر منو توی فکر برد اینکه چرا ما آدمها یا شاید ما جوانترها گاهی عزیزان پیر خود را فراموش می کنیم مادربزرگی که در کودکی تنها آغوش گرم [...]