کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

آرشیو برای آبان, ۱۳۸۹

دومین تولد

بدون نظر

کیانا بابا براش یک کاری پیش اومد و مجبور شد که ظهر تهران بره البته فردا برمی گرده برای همین تصمیم گرفتیم اینبار بهت نگیم که تهران می ره و فقط بابا گفت من کارام زیاده دیر می یام تو بخواب من شب بوست می کنم! حالا فکر کن ما یادمون رفت و بابا یک [...]




فرشته زندگی ما تولدت مبارک

بدون نظر

هفت سال پیش اولین بار وشاید آخرین باری بود که من از درد کشیدن خودم لذت می بردم و احساس غرور می کردم تعریف من از زندگی از آینده از آرزو و از زنده بودن در این روزقوی تر شد کیانای من امسال تولدت را در حالی جشن گرفتیم که اولین جشن خونه جدید بود [...]