کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

آرشیو برای خرداد ۹م, ۱۳۸۹

اولین تجربه سرگیجه

بدون نظر

کیانای من بعد از ۳روز سخت گذروندن در کنار داغی بدن تب دار تو، امروز به مهدکودک رفتی و فردا هم جشن پایان آخرین سال مهدکودکت هست خاله مهشید هم چند روزی می شه که چشماشو عمل کرده و مجبور شده که کمتر سینا را ببینه و امروز می گفت که سخت تر از درد [...]