کییییییانای عزیزم امروز جقدر دلم برات تنگ شده بود برای دستهای کوچکی که دور گردنم حلقه می شن و صدایی که می گه مامان تو چه مهربونی آره عزیزم چند روز کارهای شرکت زیادتر شده و تقریبا ۳ روزه که از صبح تا شب توی شرکتیم روز اولش که از راه مهد اومدی و تا [...]