کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

"خاطرات کیانا"

شبی بدون کیانا در طبیعت

۳ نظر

کیانای قشنگم ۵شنبه و جمعه من و بابا تصمیم گرفتیم که یک گردش آفرودی با یک گروه داشته باشیم که هرکار کردیم تو نیومدی می ترسیدی از شب بیرون خوابیدن از حشرات و جانورهایی که فکر می کردی ممکنه به تو آسیب برسونه و خلاصه از هیجان هم برعکس من و بابا فعلا خوشت نمی [...]




سال ۱۳۹۲ مبارک

۵ نظر

باز هم با ماهها تاخیر و کوتاهی مامان تنبلت اومد… کیانای من عشق من زندگی من امسال را با عروسی خاله مهسا شروع کردیم که جا داره از اینجا دوباره بهشون تبریک بگیم و بگیم که براشون بهترین شادیها و قشنگی ها را آرزو داریم عسل مامان عید شلوغ پلوغی را داشتیم مدام یا مهمون [...]




یلدا مبارک

۷ نظر

کیانای من بلندترین شب را در حالی گذروندیم که بابا مهدی کنارمون نبود تا با ما در شادی ها و خنده ها شریک باشه البته فردا شب که برگرده شب یلدای اختصاصی و اصلی را جشن می گیریم ولی خوب امشب هم بهمون خوش گذشت با خاله مهسای مهربون و هنرمند و دایی ابوالفضل خوب [...]




مامان تنبل…

۱۲ نظر

کیانای من واقعا قبول دارم که این دفعه خیلی تنبلی کردم و کلی از خاطرات را از دست دادم و ثبت نکردم مخصوصا خاطرات تولد ۹ سالگیتو…. واقعا از دست خودم و تنبلیم عصبانی شدم هر چی هم بخوام بگم وقت نشد یا چون قالب سایت را عوض کردیم طولانی شد همه بهانه هست … [...]