کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

"خاطرات کیانا"

روزت مبارک

۱۰ نظر

روزت مبارک کیانای من ، دختر کوچولوی من هیچ چیزی به جز برق چشمهای تو ولبخند نگاه تو برای من تا این حد دوست داشتنی نیست امروز این برق و لبخند را موقع سوپرایز کیک و کادوی روز دخترت دیدم امروز من هم دوباره با تو معنا گرفتم معنای مادر تو بودن…. دختر من ، [...]




نامه زیبای کیانا

۱۲ نظر

تابستان رو به اتمام است با کوله باری از خاطرات و تجربیات و آموزشها برای تو… از هفته دیگه تقریبا کلاسهات تموم می شه و می خوام برات یکم برنامه های جذاب تر و پر جنب و جوش تر تفریحی داشته باشم تا شروع سال تحصیلی جدید برات خسته کننده نباشه هرچند از الان نگران [...]




اولین نوشته کیانا…

۵۰ نظر

من می  خواهم اولین نوشته ام را بنویسم  من امسال تابستان کلاس های زیادی می روم که البته همه اونها را خیلی دوست دارم. درباره کلاس نجومم من   ۲۶مرداد ،ماه راپیدا کردم و بعد آن را رصد کردم همینطور به ما به جای سحابی پشمک و به جای خوشه انگور دادن به ما در کلاس [...]




خاطرات پاک شده کیانا

۲۲ نظر

اواسط تیر ماه مسافرتی داشتیم که قرار شد اولین خاطرات نوشته شده خودت را در طول سفر به عنوان اولین نوشته توی سایتت بزارم که متاسفانه نوشته هات از روی آیپدت حذف شده بود که خیلی دلم سوخت چون دوست داشتم دقیقا عین مطالب خودت را بزارم ولی خوب حدود نوشته هایی که یادمه میزارم [...]